با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون 

« آیا قرآن کتابی است که ترجمه ی آن ممکن نیست ؟ »

در ابتدا یه اشاره ای دارم به معنی واژگان عربی که با رجوع به فرهنگ نامه های مترجم متوجه میشیم هر کلمه ی عربی می‌تونه چندین معنیِ کاملاً متفاوت از هم داشته باشه ؛ به عنوان مثال واژه ی عَجَل هم به معنیِ شتابزدگی و هم به معنی گوساله هست و در خیلی مواردِ دیگه معانی واژگان بسیار بسیار مخالفِ هم هستند و فقط به این حدود منتهی نمیشه چراکه با رجوع به لغتنامه ها ، پرشمار از واژگان وقتی با اِعراب و یا پیشوند های تلفیق و ترکیب میشن به کلی معنی واژه تغییر می‌کنه تا جایی که برای یک واژه چندین معنی موجوده و میشه گفت که هر کلمه می‌تونه پنج معنی داشته بنابراین هر جمله ی ده کلمه ای می‌تونه به تعدادِ پنج به تَوانِ ده ، معنیِ متفاوت داشته باشه ! ولی ما با اعتناء به دقت ، احتمالات رو به حداقل میرسونیم و میگیم هر جمله فقط پنج معنی داشته باشه ولی باز هم توجه کنیم که یک صفحه چه تعداد معنی متفاوت می‌تونه داشته باشه ! لازم به ذکره که اینان با استناد به لغت نامه ی عربی به فارسی معتبر بیان شده و لغتنامه های فارسی که به دلیل تاثیرِ زبان عربی بر فارسی ، خود منابعی بسیار مهم و موجبِ تفهیم به این جهت محسوب میشن رو لحاظ نداشتیم .

تمامِ این مسئله رو یک طرف قرار میدیم و اصلاً در نظر میگیریم که تمام زبان شناسان و فیلسوفان گرد هم جمع میشن ، برای ریشه ی کلمات و قواعد معانی و تعاریفی واحد پیدا میکنند تا ترجمه‌ ای واحد از این کتاب به زبان فارسی باشه که هرچند بنده بعید می‌دونم همچین امکانی مهیا باشه ؛ چراکه بسیاری از واژگانی که در لغتنامه ها موجود هستند و چندین معنی متفاوت هم دارند ، به پیش از کتابتِ قرآن بازمی‌گرده و میشه گفت هیچ جوره نمیشه یک معنی و ترجمه ی واحد داشت ، با این حال ما در نظر میگیریم که کتابی واحد نوشته شد که همگان تأیید داشتند این کتاب ترجمه ی دقیقی به زبان فارسیه و اینجا تازه ما جملات و محتویاتی رو به زبان فارسی مهیا داریم که میتونیم ازش مفاهیمی رو استنباط کنیم ( تفاوتی نداره اگر شخصی به زبان عربی هم مسلط باشه ابتدا میبایست یک تعریف واحد از جملات داشته باشه تا قابل تفسیر و تفهیم باشه ) ، اینجاست که برگرفته از واژگان همین کتاب به یک نکته ی بسیار بسیار مهم یادآور میشیم که ؛ برخی از این جملات مشابهات و برخی محکمات است و مجدد با یه محور و مبنایِ بسیار مهم دیگه مواجه میشیم که می‌تونه کاملاً نظریات و استدلال هامون رو تغییر بده چراکه وجودِ مشابهات در محتویات می‌تونه کاملاً منظور و مقصودِ بیانگر رو تغییر بده . به عنوان مثال گفته میشه فُلان ظالیم رو به قطل برسانید ! (اقْتُلُوهُمْ) ، آیا اگر در دوره ای از تاریخ که بیش از نیمی از مردم به دلیل بیماری جان میدادند و انقدر جنگو خونریزی در جهان تداول داشته که کشته شدن یک موضوع بسیار ساده تر از این عصر بوده بنابراین به قتل رساندن و گرفتنِ جان یک نفر توصیه می‌شده ، آیا در این عصر هم صادقه ؟! با اینکه میشه قتل رو به عنوان بی اثر ساختنِ وجودیتِ شخصی در نظر داشت و با مواجه هایی دیگه از وجودیتِ شخص جلوگیری داشت . این تشابهیه که کلیتی هرچند بسیار متفاوت ولی با توجه به اصل یکسانه ولی نکته ی مهمِ اینکه گاهی در حینِ ترجمه ، تفهیم و تفسیرِ این مشابهات ، بالکل معنی و مفهوم تغییر پیدا می‌کنه . به عنوان مثال ترجمه ی واحده یک جمله میشه ؛ در برابرِ ظالمین کارزار برپا دارید ! ابتدا اینکه معنیِ کارزار چیه ؟ جنگ هایی اَمثالِ جنگ با شمشیر و سپر و یا کارزار به معنیِ جهادها و جنبش های گوناگون که بارِ ستیزه جویی ندارن ، مثلِ اتحاد رسانه ای و ایجاد جریانات فعال و یا ایجادِ جریانات و مجموعه های صنعتی و تجاری به سببِ قدرتمند شدن که میشه اینهارو هم به عنوان کارزار در نظر داشت و یا اگر کارزار به معنیِ جدال و آسیبه ، میبایست دفاع داشت و یا هجوم ؟! پس لازمه خوب توجه کنیم که مشابهات و یه ترجمه ی واحد چقدر تونستن مفهوم رو تغییر بدن ولی با تمام این بحثا جالبه که این کتاب برای بسیاری اشخاص مایه ی راهنمایی میشه و مقصود بنده هم نقضِ اهمیت و رَدِ نِکویی و مفید بودن این کتاب نیست ولی قصد دارم یه موضوع مهمی رو یادآور باشم که مثلِ کلید و راه‌حلی دو طرفه میدونمش که هم مشکلِ شُبهات و اشتباهات رفع میشه و هم کاربرد ها و خاصیت های این واژگان که عقایدی گواه بر این است که این کتاب ها مثلِ دفترچه های راهنمای زیستن در عالم هستند ، برامون نمایان بشه ؛ باورمندم این کُتب که در حقیقت مثلِ قالب و ظرف هایی هستند که ادیان بر آن نهاد شده ، اگر تک بعدی بهشون رجوع داشته باشیم باعث ایجاد مشکلاتی بسیار میتونه باشه ولی در کنار پژوهش و بهره‌مندی و تلفیق با علوم و تمدن های مدرن و زمانی که تحقیقاتمون در این راستا هدفمند باشه و بدونیم که تو کتاب ها دنبال چی هستیم ، تصدیقِ اهالی دانشمند و اندیشمندان و عموم رو که به واسطه ی ایجادِ تفهیم به منظورِ چراییِ صحیح بودن مقوله و موضوعی حاصل میشه رو داشته باشیم ، ارزشِ واقعی این مطالب مشخص میشه و خیلی کاربردی و قابل اتکاء تره . به فرض مثال در جایی نوشته شده پروردگار و فرشتگان منابع و روزی هایی در آسمانها و زمین قرار دادند و در نظر داشته باشید که جمیعی متشکل از سیاست مداران ، سرمایه گذاران و دانشمندان با الهام گرفتن از این محتوا بفکر سفر به آسمانها و بهره‌برداری از منابع در آسمانها میشن و یه نکته ی بسیار مهم و نهان مطرحه ؛ چرا اشخاصی با مطالعه ی این کتاب به نتایجی اینچونینی که به کارو تلاش و پیشرفت منتهی میشه میرسند ولی شماری نسبت به این کتاب ها گَژ هستن ؟! این به همون نظرِ ما مرتبطه که اگر تک بعدی نباشه و با حدودِ بالایی از دانایی به موضوع بنگریم ، طرز تفکره کلیمون درست باشه و نیت و مقصودمون و نگاهمون به زندگانی به شکلی صحیح شکل گرفته باشه ؛ ثمره ی مطالعه و تفهیمو استنباط ما بسیار متفاوته و نگاهی وسیع ، صحیح و هدفمند که به سودمندی منتهی میشه به این کتاب هایی که خودشون شکل دهنده ، اصلاح کننده و مکمل اذهان و موجب نگرشی صحیح میشن میتونیم داشته باشیم . بنابراین خوبه تمرکزمون نسبت به این کتاب ها تک قطبی و تک بعدی نباشه ، محدود به این کتاب ها نباشیم و از طریق کسب علوم تو زمینه های دیگه ، با رجوع به این کتب به نتیجه برسیم تا « اصلِ متابعتِ توأمِ با بروز بودن » رعایت بشه و بنظر بنده نظرمون بالکل نسبت به این کتاب ها عوض میشه و ترجمه و تفهیمِ این کُتب که به شکلی ویژه بوجود میاد ، برامون ممکن و ثمراتِ واقعیش نمایان میشه . 

نهایتاً باید یادآور بشم که متکی بر واژگانِ ذکر شده در کتاب قرآن ، هدایت که منظور شناختِ مفاهیمه این جملاته مستقیم برای شخص از جانب خدا ایجاد میشه و این معنیِ منعِ تفسیر و مباحثه و گفت‌وگو در خصوصِ موضوعات گوناگونی که از پی مطالعه ی این کتاب میفهمیم نیست ولی یه جورایی میشه گفت مطالعه ی این کتاب مثلِ نوعی تحصیل کردنه که خداوند معلمه اون کلاسه و « براهین و عقاید ما با اتکاء به این کتاب وقتی که مبنای علمی داشته باشه و با زبان دانش قابل تعریف و اثبات باشه ، تازه این موقعست که خاصیت های نافذش مشخص و اون معتبر بودنی که موجبِ باور و موافقت پرشماری میشه بچشم میادو » « در بیانی خلاصه شده میشه گفت مطالعه ی این کتاب ها وقتی تو زمینه ای متخصص و اهل تحقیق و پژوهش هستیم ، سطوح داناییمون بالاست و به منابع و مراجع علمی متکی هستیم و موقعی که با عملگرایی و فعالیت همراهه ، بسیار بسیار متفاته » و نباید فراموش کنیم اگر این موارد صحیح باشه ، بنابراین می‌تونه نگرشِ ما نسبت به اصلِ این کتاب ها بسیار متفاوت با اونچه که می‌پنداریم باشه و اگر بهمون ثابت بشه و به این نتیجه برسیم که این کتاب ها مفید هستن ، باید یادآور بود که به جهتِ رفع مشکلاتِ گوناگون میتونه بسیار بسیار سودمند باشه .