با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون 

دلایل بی علاقه بودن به تحصیل و آموزش 

متاسفانه ما انسانها دائما فراموش میکنیم که مهمترین عاملِ رشد و قدرتمندی بشر و بخصوص آسوده زیستنمون به حدود داناییمون مرتبط میشه و چونانکه به این موضوع مهم توجه کافی رو نداشته باشیم ، پس جویاش نیستیم و این قانون طبیعته که هرچند گاهی بعد از مدتی حاصل بشه ، سرانجام به ضعف و عدمِ موفقیت منتهی میشه ! بنابراین غیر از دانایی های درونی و مواردی که از اطرافیان و به شکل تجربی یاد میگیرم ، قطعاً به کسب دانش‌ ها و مهارتهای گوناگونِ حرفه‌ای نیازمندیم ولی چرا با این تفاسیر بازهم کلی اشخاص رو داریم که ترک تحصیل میکنن و یا تو زمینه ای که تحصیل کردن فعال نیستن که تحصیلات ناموفقی محسوب میشه و یا خیلی اشخاص رو میبینیم که تو زمینه ای مدتها فعال هستن با اینکه یک مرتبه هم در خصوص آموزش و مهارت حرفه ای ندیدن ! گاهی وقتی مطالبی اینچونینی رو مینویسیم احساس میکنم یکی بهم میگه انقدر سخت نگیر ، همه دارن زندگیشونو میکنن و نظراتی که باعث میشه ما سطح توقعمون نسبت به همه چیز پایین بیاد و بنظرم اگر به مواردی ساده مثلِ موضوعِ ذکر شده در ابتدای مطلب که مهمترین عامل قدرتمندی بشر که به حدودِ داناییه یادآور میشه بی توجه باشیم ، نتیجه میشه همون سطح انتظار پایین که به برتری سوق نمیده .

بگزریم و بریم سراغ این مسئله مهم که چه اگر مهیا باشه تحصیل و مهارت آموزی بین مجموعه افزایش پیدا می‌کنه و بدیهیه که موجب رشد و توانمندی مجموعه میشه ، البته این موارد برای زندگی شخصیمون هم می‌تونه بسیار مفید باشه تا حداقل برای خویشتن و نزدیکان ، نقص‌ها و عُیوب رو از بین ببریم و اونچه که لازمه رو فراهم کنیم . 

نکته ی ابتدایی که پیش‌تر هم بهش مفصل اشاره شده بود « عدمِ وجودِ بستر به منظورِ سهولت دسترسی آسان ، سریع و مستقیمه » . سادست که ما گاهی قصد انجام یه کاری رو داریم و بدیهیه که خیلی مواقع فقط میریم تو دل کار و پیش از اینکه به چطور انجام دادن و نتیجش فکر کنیم ، عمل میکنیم ، حالا این چه به عنوان یه فعالیت صنعتی تجاری باشه و یا به منظورِ هر نوع مواجه های روزمره ی دیگه در طول زندگیمون باشه ولی اگر یه مرجعی باشه که بسیار ساده و مستقیمو سریع بتونیم بهش دسترسی داشته باشیم چی ؟ مثال می‌خوایم یه میز درست کنیم و یا بازاریابی کنیم ، یا روابط اجتماعیمون ضعیفه یا می‌خوایم به شکلی مناسب تفریح کنیم ، برای تمامیِ این موارد ما هم میتونیم یکراست بریم سراغ اجرا و یا به تناسب موضوع ، کوتاه یا بلند مدت آموزش ببینیم ! اکثراً تفاوت بسیار بسیار چشمگیر تر از اونیه که حتی بتونیم وصفش کنیم و درسته که عمل گرایی و پشت کار بسیار مهمه ولی نه اینکه آموزش کم اهمیت‌تر ازش باشه ! 

نکته ی بعدی که باز هم گذشته بهش اشاره شده و بیشتر به فعالیت های بلند مدتمون مرتبط میشه ؛ عدمِ استعداد یابی صحیحه که مفصل در موردش صحبت شده و بارها بهش اشاره شد که « از مهمترین دلایلِ عدمِ اشتیاق نسبت به تحصیل و مهارت آموزی ، عدمِ علاقه به اون حوزست که اغلب به نامتناسب بودن با شخصیت فرد از جهات گوناگون برمیگرده » و استعداد یابی صحیح و جامع باعثِ رفع این مشکل میشه . 

نکته ی انتهایه به محتوا و شرحیات مناسب و یا ابزار ها و طریق های مناسب به سببِ کسب مهارت برمیگرده . در نظر بگیریم که یه بطری نوشابه و مواد اولیه برای تهیه یه ظرف سالاد ، یه کاسه ماست و یه پیتزا رو بریزیم تو یه پلاستیک ، بعید می‌دونم شخصی بتونه بهش نگاه کنه ، چه برسه که بخواد ازش میل کنه . محتوا و شرحیات مناسب و البته که ابزار ها و طریق های آموزشی هم دقیقاً همینطوره ، نه اینکه قصد این باشه هر مکتبی رو زیر سوال برد ، بنده در طول کتابت این مطلب هیچ محفلی تو ذهنم نیومد بنابراین هرگز نگاه انتقادی و مقایسه ای نمیتونه شکل بگیره ، تنها چیزی که باعث شد به نقصی بزرگ معطوف بشم نگاهی به اعمال خودم و اوضاع محیط پیرامونه که چه تعداد نرم‌افزار نویس ، مهدنس ، پزشک ، سیاست مدار ، فیلسوف ، نقاش ، موسیقی دان ، بازیگر ، شاعر ، کیهان شناس و ورزشکار اطرافمون هستن که تو اوضاعی ایده آل فقط صاحب یه فروشگاه کوچیک هستن و احتمالاً تا آخر عمرشون حتی متوجه نمیشن تو چه زمینه ای استعداد دارن !