Farsavand.ir

فارس آوند بستری است متعقل به عموم ؛ متخصصین ، رهبران ، صاحبان ایده ، طرح و دارایی های مختلف و گروه هایی با عقاید و اهداف گوناگون تا به یاری یکدیگر نسبت به رفع مشکل ها مواجه داشته و موجب بهره مندی از امکانات و داشته هایم گردد

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حکمت» ثبت شده است

فیلسوفان آماتور و صاحب اثر بودن و برتری

با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون

« فیلسوفان آماتور و صاحب اثر بودن و برتری »

شناخت فلسفه های گوناگونِ طبیعت موجب میشه به واسطه ی الهام گرفتن از اینان که چگونگیِ روندِ برپایی و کارکرد عالم رو تبیین میکنه ، در عرصه های گوناگون خلق های نوین داشت و به نوعی صاحب اثر بود و اینچونین شاگردان به اساتید تبدیل میشوند .

به عنوان مثال فردی به پرواز ابر ها در آسمان مینگرد و چگونگیِ این فرایند را درک میکند و الهام گرفته از آن بالن میسازد . بنابراین شناخت هایی اینچونینیِ نسبت به طبیعت و شناختهایی که در قالب علم فلسفه تعریف میشه در حینِ فعالیت در زمینه های گوناگون اینان همه نقشِ مهمی تو روند برتریمون ایفا می‌کنن و منظور این نیست که فیلسوف بشیم بلکه توجه بیشتر و عمیقو حرفه ای به پیرامونمون هست و اینکه چطور بتونیم این نوع نگرش رو درونمون زنده کنیم دوتا لازمه ی ابتدایی داره ؛ وسیعتر مطالعه کنیم و به یک زمینه محدود نباشیم و بیشتر تو زمینه ای که حرفه و پیشمون محسوب میشه فعال باشیم و عشق ورزیدنمون به طبیعت اتوماتیک اینرو برامون به ثمر میاره ولی یک نکته هم هست که چطور عاشق طبیعت و همه چیزای خوبِ اطرافمون باشیم ؟ پاسخ واضحه باید بریم سمتش مثال یک نقاش می‌ره تو طبیعت نقاشی می‌کنه یه زیست شناس می‌ره تو جنگل به هرچیزی که میبینه بیشتر توجه می‌کنه و در کل هر فردی در رابطه با حرفه ی خودش بیشتر عمیق میشه و کنکاش می‌کنه در عین حال که به تمام آفرینشِ عالم هم توجه داره چون از نگاه سطحی به دیگر عرصه ها ما صاحب ایده ها و آثار گوناگون میشیم . مطالعه ی دایره‌المعارف ها خیلی می‌تونه بهمون کمک کنه و قطعاً برترین اثرات و محصولاتِ موفق تو جهان یک ویژگی خاص دارن که اون نوین بودنشونه .

۲۷ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۸:۵۵ ۰ نظر

استنباط از پی نظر بر کتاب الفبای فلسفه - نایجل واربرتون . بخش یکم

با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون 

« استنباط از پی نظر بر کتاب الفبای فلسفه - نایجل واربرتون . بخش یکم »

برهان نظم ؛ یکایک اشیاء پیرامون به دلیلی خلق شده اند و هدف و مقصودی به سببِ وجودشان است ‌. این نظم به شکل تصادفی پدید نمی آید و « اثبات وجود این نظم که با عمیق نگری بر جریانات تشکیل دهنده ی عالم » حاصل میگردد و « اشیاءِ مصنوع و طبیعی که هر یک متناسب سرشتشان ، عملکرد و کاراییِ مختص و متفاوتی دارند » گواه بر این است که یکایک این اجزاء تدبیر شده و از پی ساماندهی و به قصدی پدید آمدند . به تعریفی میتوان گفت مجموعه ای از این براهین که فیلسوفان (حکیمان) سعی بر اثباتش دارند ، برهان نظم است .

(( یکی از مهمترین گرایشات به جهت کنکاشِ برهان نظم اثبات خدا است و ظاهراً تعاریف فیلسوفان دینی با دیگران از برهان نظم به حدودی متفاوت است ولی میبایست نگریست مقصود از بیان اینان چیست که در ادامه به آن اشاره می‌شود ))

پیش از آن نتیجه گیری در رابطه با فَرگَشت ، منشأ تکامل ، منشأ انواع , نظریه علمی «فرگشت براساس انتخاب طبیعی» توسط چارلز داروین و آلفرد راسل والاس ؛ در شرحی مختصر میتوان گفت باور بر این است به نوعی جهان پدید آمده و موجوداتی که « دارای برتری و حُسن » ، « با طبیعت و جهان سازگار تر بوده » و « مفید تر و به تعبیری برگزیده از سویِ آفرینش » ، بقایِشان حفظ میگردد و از این موضوع به عنوان فرضیه ای که مساعدِ نقد برهان نظم است استفاده دارم تا به نتیجه ای برسیم .

نقد برهان نظم ؛ با توجه بر پاره ای از آنچه از نقد برهان نظم میتوان بیان داشت که ما قادر به درک و فهم و نظردهی در باره ی اینکه عالم را خالقی صاحب چیرگی آفریده یا نه نیستیم ، چراکه حدود شناخت ما بر اساس تجربیات خویش و به آن حدود است ولی مقصود بنده این نیست که به نقد برهان نظم توجه داشته باشم ، بلکه به رَدِ برهان نظم .

نتیجه گیری ؛

اگر بر نظرات بسیاری فلاسفه نگرسیته بشود این براهین را گاهاً به سببِ وجود خالق یکتا و عدم وجودش بیان می‌دارند ولی قصد بنده این است به موضوع از جهتی دیگر نگریسته بشود که پرشمار اشخاص با عقاید گوناگون ، باورمند بر خدا و ندانم‌گرا و ناباور در یک موضوع بسیار مهم موافقند یا مخالفند ؛ آیا نظم در عالم عاملِ مهم و مایه ی استواری و حیات نیکو و پیشرفت جوامع بشری است و میبایست به طَبَعِ (بن ، شالوده ، سرشت) آن جاری باشیم و یا بدون نظم هم میتوان به نتایج مطلوب رسید و همه چیز تصادفی و شانسی است ؟

بنده خود بسیار موافقم که توجه بر مبنایِ نظم و مطابقت با آن و چونانکه در رفتارمان رعایت بشود و تنها باوری درونی نباشد در تمام طول زندگی بسیار مهم و سرنوشت ساز است همانا نظم در جوامع بشری موجب عدم بروز فساد میگردد و مقصود مهم بنده این است از این باب دخول گردد تا با استفاده از تعاریفِ متکی بر علمِ فلسفه و شناخت بر این مبانیِ ساده به آن نتیجه منتهی گردد که وجود سامانه های ارتباطی به طریقه ی مذکور که متشکل از متخصصین اهل علم و دانش است به چه حدود در تعیین سرنوشت مجموعه ها تاثیر گذار است . بنابراین پیش از بیان هر موضوع در راستای ایجاد این باور و عقیده برای دیگران به نقوص و معایبی مهم اشاره مینمایم تا با رفع آن نفوذ و تاثیر گذاریمان از طریق کلام افزایش یابد و منجر به پیوستن و موافقت دیگران گردد پس سرانجام رکنِ مهمِ نظم و ساماندهی در مجموعه برجای آورده بشود .

۱۱ ارديبهشت ۰۲ ، ۰۱:۵۶ ۰ نظر

فلسفه ، حکمت ، استعداد نهانی ارزشمند

با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون

« فلسفه ، حکمت ، استعداد نهانی ارزشمند »

فلسفه که به زبان یونانی به معنی دوست داشتن حکمت و فهم عمیق چراییا هستو به زبانی میشه لغب علم همه چیز رو بهش داد رو جزء تنها علومیه که یه جورایی بن و شالودش خدا دادیه و بدون کلاسو آکادمی می‌تونیم بیاموزیم و اصل به تحلیل های درونیم برمیگرده 

همه ی انسان ها تا حدودی فیلسوفن چون موضوعات رو عمیق‌ درک میکنن ولی یک تعداد هستن که خیلی بیشتر استعداد دارن ، اگر تحلیل عمیق مسائل گوناگون براتون لذت بخشه و اونچه میفهمید رو وقتی با دیگران درمیون میزاریدو موافقن و تحسینش میکنن بنظرم یسری به این زمینه بزنید . ولی فعالیت تو این حوزه یسری خطرایی هم داره یکی از مهمتریناش اینه که بدون تخصصی خاص معطوفش باشیم یا برای کنکاش کم تحقیق کنیم و به تعریفی میشه گفت علم همه چیز ، بدون هیچ چیز که آخرش به پوچی میرسه یا حتی به خودبزرگ‌بینی دیکتاتور گونه ای ، ولی توجه کنید این استعداد رو اگر حرفه ای پرورش بدیم چقدر می‌تونه گرانبها باشه . رهبرا تو زمینه های گوناگون ، مدیرا و خیلی‌ سمت ها و قاعده های دیگه در اصل اول از همه فیلسوف های خوبی هستن چون مسائل رو به شکل وسیعو عمیق درک میکنن ولی کلید موفقیتشون رو همون تخصص آموختن و دستبکار شدن به منظورِ فعالیت تو یه زمینه ی خاص می‌دونم که باعث رشد و قوی شدنشون میشه . ما هرچی به این عرصه نزدیکتر بشیم بیشتر از فعالیت های عملی دورمیشیم ولی اگر در حال حاظر تو شغلی ماهریم که کمتر به فکر و اندیشه ی مطلق مرتبطه و بیشتر یدی و عملیه ، با پرورش این استعداد میتونیم مدیر و رئیس های بزرگ و بزرگتری بشیم باعث توسعه و پیشرفت و موفقیت میشه 

 

تفکر انتزاعی ؛ تفکری که در حین عمیق بودن و تفهمیم جزء به جزء کلیتی را دریابد و سپس ما با تعریفی مواجه میشویم که فراتر از فهم یک جزءِ تک بُعدی است . به عنوان مثال آزادی یک مفهوم پیچیده است ، و در نظر بگیرید وقتی بتوانیم آزادانه از یک درخت میوه بچینیم . چیدن میوه یک مقوله است ، خوردن یک مقوله ، نیاز به خوردن ، لذت ، محدود و یا آزاد بودن به سببِ چیدن میوه و بسیاری موارد دیگر جزء هایی هستند که هر یک نیز صاحب یک بعد هستند ولی تعریفی که از چیدن آزادانه ی میوه ای از درخت برایمان حاصل میگردد همان تفکر انتزاعی است که یکایک لایه ها را درکنار هم و نسبت به هم تحلیل میدارد .

۰۱ ارديبهشت ۰۲ ، ۲۱:۱۰ ۰ نظر